|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله و علي اله و صحبه اجمعين اما بعد فان اصدق الحدیث کتاب الله و خیر الهدی هدی نبینا محمد صلی الله علیه و سلم و شر الامور محدثاتها و کل محدثه بدعه و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار اما بعد : الله عز و جل می فرماید : " فاذکرونی اذکرکم و اشکروا لی و لا تکفرون" "و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین" "قل ما یعبئوا بکم ربی لو لا دعائکم" هر مسلمانی از زمانی که ایمان می آورد و از کفرو پلیدی دوری می جوید و با شیطان دست در گریبان می شود و از اطاعت او وجنودش سر باز می زند و لااله الا الله را لبیک می گوید و رو به سوی خدا و دین حنیف او می کند ، بی شک در راه دین داری خویش با فراز و نشیبهای بسیار روبرو شده و قوت و ضعف ایمان را تجربه خواهد کرد . و تفاوت لحظات با خدا بودن و بی خدابودن را در خواهد یافت . با تجربه چنین لحظاتی است که آدمی لذت عبادت ، نیایش ، واز همه مهمتر توحید را به چشم جان خواهد دید . تفاوت یاد خدا و ذکر مبارکش و بودن با او را با بازیچه های دنیا و لهوو لعب شیاطین و اصحاب او خواهد فهمید . و فرق بین ایمان و کفر برایش روشن خواهد شد . ناگهان همه چیز معنا می گیرد : الله ، برگزیدگانش ، اهل ایمان ، ملائک ، زمین و آسمان ، ستارگان بی نهایت بزرگ و بی نهایت فراوان ، بهشت و ... تا ابلیس ، پپروانش ، شیاطین ، کفر ، اهل کفر ، ریا ، دروغ ، حیله ، ظلم ، جهنم و ... گویی همه چیز زنده و حاضر گشته ، گویی با الهامی بی صدا مخاطب قرار گرفته ای و دیگر نیازی به معجزه و دلیل و مجادله نداری . در حالت با خدا بودن و با یاد او زیستن دائم سایه خنک رحمت او را بر خود مستولی خواهی یافت و خو را احساس خواهی کرد . دنیا و پوچی آن را با تمام توان درخواهی یافت و آخرت را با تمام حقایقش نزدیک خواهی یافت . دیگر اثری از اندوه و غم و سگ دوی دنیایی وجودت را آزار نخواهد داد . دیگر دنیا برایت همچون سیبی برای یک کرم بو گندو نیست که به سرعت بر آن می لولد تا آنرا از دست ندهد و حشره ای یا حیوانی گنده تر آنرا از او نرباید . دیگر دین برایت چون مغازه ، دکان ، مقام و منصب نیست که همچون اهل بازار فقط برای تهیه ی لقمه ای باشد که به دست آری و تا روزی دیگر و روزی ی دیگر معده و روده و دستگاههای لجن ساز خود را با آن مشغول کنی و بر این شاهکارخود نیز ببالی . آری ایمان معنا خواهد گرفت ، گویی دو باره متولد شده ای . ناگهان از زندان سخت غفلت از خدا آزاد خواهی شد و از هم سلولی شیاطین در بند دنیا و بنده ماده بودن رها می شوی . از زندان عبوس و بی رحم نادانان و نادانی ، از سیه چال تاریک درد لذتهای دنی ، از منزلگه سکوت و سکون ، از آنجا که راه را فرسنگها بر عقل و فکر و دین بسته اند ، آنجا که هم سلولی ها و همراها ن آدمی نیز چون خود زندان سیاه و قیرین و ستم پیشه اند . از آنجا که آدمی توان نفس کشیدن و حتی نالیدن هم ندارد زیرا ناله ای که در ورایش دردی نباشد و دادی و قالی و فریادی مزینش نکند که دردی را فرو کش نخواهد کرد . از جهنم جهنمیان زمینی ، که از سیه چالها و تعذیبها و مرگ جهنم واقعی نشانها تر اوست . آنجا که بزرگترین و دردناکترین دردش بی دردی است و (... چه دردناک است تحمیل یک زندگی بی درد بر یک روح دردمند . علی شریعتی) آنجا که کرخی و سستی و بیهوشی امان از دل آدمی می رباید و تعفن و گنداب سکون و به عبارت خودمانی تر زندان و زندانیان "راحتی"زنده بودن را در کام آدمی مبدل به مرگ می کند . و خلاصه از بی یاد خدا بودن ، بی یاد او زیستن ، ... از بی او ماندن ... و از بی خدایی .. از زندان غفلت از او ... از او را نشناختن ... نفهمیدن .. و جاهلانه نخواستن ... از احساس مسخ .... از طرد شدن و هبوط به سوی خاک ... به سوی پستی .. سیه چال .. بلاتکلیفی ... مرگ ... و .... و از تمام آنچه می دانم و نمی دانم و نمی توانم نگاشت . آری این است عذاب دوری از یاد خدا ، تبعید گه ارواح ناپاک ، منزل و ماوای شیاطین ، موطن و بیابانی کثیف که تنها سزایش هجرت است و بس . ... آری این است فرق بین با یاد خدا زیستن با زندگی در بند شیاطین . و این امر و نیاز مبرمی که بدان احساس کی شد بخصوص از جانب کسانی که نازه وارد دین حنیف گشته و تجربه چندانی در رویارویی با مسائل ایمانی و مکر شیطان نداشته و نیز نیاز شخص مترجم در این باب ، سبب شد که مطالب این کتاب را که در واقع ترجمه ای آزاد از کتاب گویا و سودمند الداء و الدواء از امام و استاد بزرگوار ابن قیم جوزی رحمه الله می باشد در اختیار مسلمانان علاقه مند قرار دهم باشد که چزاغی باد فراراه مسیر دینداری جوانان پرشور و مایه استفاده از تجارب بزرگان و و رهروان ثابت قدمی چون مولف گرانقدر رحمه الله که حقا تلمذ از آثارش مایه استفاده و برکت می باشد . |
||